پایان نامه ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

 سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران

قسمتی از متن پایان نامه :

انواع رویکرد­های سنجش مدیریت دانش

   در زمینه ارزیابی عملکرد و اندازه­گیری مدیریت دانش، روشها و رویکردهای گوناگونی توسعه یافته می باشد. تقریبا هیچ استاندارد واحدی درمورد مدلهای سنجش استاندارد طبقه­بندی شده در مدیریت دانش وجود ندارد. به چند دسته­بندی از این رویکرد­ها در ادامه تصریح می­گردد:

-چن و چن (2005) سنجش عملکرد مدیریت دانش را در هشت دسته طبقه­بندی کردند که این هشت طبقه عبارتند از: تجزیه و تحلیل کیفی، تجزیه و تحلیل کمی، تجزیه و تحلیل شاخص­های مالی، تجزیه و تحلیل شاخص­های غیر مالی، تجزیه و تحلیل عملکرد داخلی، تجزیه و تحلیل عملکرد خارجی، تجزیه و تحلیل سازمان محور و تجزیه و تحلیل پروژه محور.

-.رویکردکیفی: یک رویکرد کیفی، با بهره گیری از نتایج مطالعه­های مقدماتی تکمیل می­گردد و بوسیله محققان یادگیری سازمانی مورد بازنگری قرار می­گیرد. برای مثال، موفقیت در زمینه دانش می­تواند بصورت تسهیم فرهنگ سازمانی، نه فقط دانش فنی بلکه دانش مرتبط با عوامل رفتاری نیز باشد (هرتزوم[1]، 2002). علاوه برآن مصاحبه­های تخصصی، عوامل حیاتی موفقیت و پرسشنامه برای پیاده­سازی روش­های کیفی برای جستجوی مسایل انسانی خاص، مورد بهره گیری قرار می­گیرند. از دیدگاه سازمانی، در نظر داشتن کنترلهای داخلی سازمان از سال (1990) بصورت معناداری افزایش پیدا نمود. چانگچیت و همکارانش از یک پرسشنامه برای آزمون­های تجربی برای تست اینکه چگونه سیستم خبره رضایت بخش بوده می باشد، بهره گیری کردند تا بتوانند انتقال دانش کنترل داخلی برای مدیریت را تسهیل نمایند که نتایج نشان داد سیستم­های خبره برای کمک به انتقال دانش کنترل داخلی برای مدیران مناسب هستند. (چانگیت و همکاران[2]، 2001). لانگ باتم و چائوریدیس[3] (2001) در مصاحبه با اعضای ستادی کلیدی در سازمانها، مراحل مختلف برای نزدیک شدن و توسعه برنامه­های مدیریت دانش را گزارش دادند. در مقاله­ای دیگر، محققان مسایل مربوط به عوامل حیاتی موفقیت و ارزیابی مدیریت دانش را مطالعه کردند که ایجاد عوامل کلیدی و عملی احتمالا باعث موفقیت در پیاده­سازی سیستم مدیریت دانش می­گردد (چائوریدیس وهمکاران[4]، 2003).

رویکرد کمی: هدف تجزیه و تحلیل­های کمی ارائه اندازه تاثیر، هم بر تصمیم­گیری و هم بر عملکرد وظیفه ای، با بهره گیری از داده­های تئوریکی می باشد که مربوط، دقیق، بموقع و به­آسانی در دسترس قرار می­گیرند. این ارزیابی می­تواند موانع تجزیه و تحلیل­های کیفی بویژه در ارتباط با قضاوت­های ذهنی در نتایج تجربی اجتناب نماید. پس، یک رویکرد تحقیقاتی کمی طراحی شده می باشد تا یک نسبت محسوس، قابل نظاره و قابل مقایسه را ارائه دهد. بعبارت دیگر تحلیل­های کمی می­توانند با ارزیابی دانش صریح در سازمان یا فرد، هم در شاخص­های مالی و هم غیر مالی مورد بهره گیری قرارگیرد، که در ادامه مورد بحث قرار­گرفته­اند.(چن و همکاران[5]،2009).

-رویکرد مالی : روش­های کمی سنتی که بر معیارهای مالی معروف تمرکز دارند عبارتند از: تجزیه و تحلیل صورتهای مالی، دوره برگشت سرمایه، بازده سرمایه (ROI)، ارزش فعلی خالص (NPV) نرخ برگشت دانش (ROK) و نسبت کیو توبین. این روش­ها برای ارزیابی ارزش مبادلات روزانه سیستم­های پردازشی بسیار مناسبند. لیتاماکی و کوردوپلاسکی[6] از شاخص بازده سرمایه را برای ارزیابی پروژه­های دانش و عملکرد ارزش افزوده محصولات مشتری (CVA) بهره گیری کردند (لیتاماکی و کوردوپلسکی، 1997).

استین و همکارانش از دیدگاه مدیریتی یک سیستم دانش محور را توسعه دادند. دراین سیستم، مکانیزه­کردن فعالیتهای دستی، دوره­های آموزشی اعضای ستادی جدید و ذخیره دانش درنظر گرفته گردید تا یک دانشگاه رابرای بهبود خدمات توانمند سازد (استینو همکاران[7]، 2001). همچنین در ارزیابی عملکرد از ارزش فعلی خالص نیز برای تشخیص نتایج پروژه بهره گیری می­گردد. از دیدگاه­ علمی، ثابت شده می باشد که کیو توبینز هزینه­های جایگزینی را برای دارایی­های نامشهود به علت نامشهود بودن عملیات حسابداری، نادیده می­گیرد (لِو[8]، 2001).

-رویکرد غیر مالی: در واقع، روش معیارهای غیر مالی با تحلیل صورت­های مالی سنتی تفاوت دارد. در واقع این روش از شاخص­های غیر مالی مانند: هر کارمند هرچند وقت یکبار در پایگاه­ها دانش گزارشی را ثبت    می­کند، هرکارمند چه مقدار زمان برای ارائه یک پیشنهاد دارد، چه تعداد موضوع در هیئت مدیره برای بحث و گفتگو هست، و چه تعداد انجمن­های خبرگی[9] (CoP) در شرکت هست؟ همه این شاخص­ها با عوامل رفتاری و شرایط معمول سیستم ارتباط دارند. انجمن­های خبرگی تأثیر فزاینده­ای در سازمان­های دانش محور و مدرن را اعمال می­کند. اسمیت و مور[10] یک چارچوب نظارتی دانش ارائه داده­اند که بر چگونگی تعریف، ارزیابی و بهره گیری از شاخص­های عملکرد برای مدیریت دانش در انجمن­های خبرگی تمرکز دارد. این نتایج موفقیت­آمیز بوده و رهنمودهای مفیدی را برای رویه­های مدیریت دانش پیشنهاد می­دهد (اسمیت و مور، 2004). هالت و همکاران[11] از چهار معیار برای دستیابی به دانش سازمانی بهره گیری کردند که عبارتند از: افراد، زمینه، محتوا (ظرفیت) و ارزیابی فرآیند دانش (هالت و همکاران، 2004). این رویکردها افراد را قادر می­سازند که دانش را به عملکرد کسب و کار با یک رفتار صریح­تر مرتبط سازد، و بینش ارزشمندی در ارتباط با اینکه دانش چگونه ممکن می باشد بصورت استراتژیک مدیریت گردد، ارائه می­دهند.

[2] .Changchit et al.

[3] .­Longbottom & Chourides

[4]. Chourides  et al.

[5].Chen et al.

[6]. Laitamaki & Kordupleski

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[7].­Stein et al.

[8]. Lev

[9].Communities of practice

[10].Smit & Moor

[11].Holt et al

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

این پژوهش به مقصود توصیف و ارزیابی وضعیت اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران و افزایش سطح آگاهی مسئولین امر در این خصوص، به مطالعه و تعیین عوامل و شاخص­های مؤثر در سنجش اثربخشی مدیریت دانش­ و اندازه اثربخشی آن در دانشکده­ها می­پردازد تا به کمک آن، قوت­ها و ضعف­های موجود مشخص و برنامه ریزی­های لازم در خصوص بهبود آن انجام گردد. پس اهداف پژوهش حاضر عبارتند از:

2-سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران.

1-5- سوال پژوهش

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران  با فرمت ورد