پایان نامه ارشد

عنوان کامل پایان نامه :

 سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران

قسمتی از متن پایان نامه :

طبقه بندی انواع دانش:

      معروفترین طبقه­بندی از دانش، توسط نوناکا وتاکوچی (1995) انجام گرفته می باشد، که این طبقه­بندی، مبتنی بر توجه پولانی[1] در خصوص دانش می­باشد. نوناکا در این طبقه­بندی، دو نوع دانش را معرفی می­کند که عبارتند از:

1- دانش صریح[2] (عیان یا عینی).

2-دانش ضمنی[3] (نهان یا نهفته).

نوناکا دانش ضمنی را دانشی تعریف می­کند که به صورت واضح اظهار نشده می باشد در حالیکه پولانی (1996) این نوع دانش را، دانشی می­داند که نمی توان به صورت صریح بیان نمود.

شکاف بین این دو تعریف را کیم و همکاران[4] (2003) با ارائه دانش مفهومی پر می­کند و آن را به صورت دانشی تعریف می­کند که به صورت غیر صریح و درونی هست اما با صرف هزینه و زمان می­توان آن را به صریح تبدیل نمود.

دانش ضمنی، شکلی از دانش می باشد که از تجربیات و اعمال مستقیم و معمولاً از طریق مکالمات تعاملی خوب می­تواند به اشتراک گذاشته گردد. دانش ضمنی، دانشی می باشد که احساس یا درک می گردد اما نمی­تواند به دانش صورت مکتوب، اظهار گردد ( واتسون،2003 ). معضلات کدگذاری و شفاهی اظهار کردن، از ویژگی­های آن (دانش ضمنی) می باشد. دانش ضمنی تولید می­گردد اما از افرادی که مالک آن هستند جدا نیست و به عنوان مهارت و خبرگی انسانی که در ذهن افراد ذخیره شده و از طریق تجربه وتعامل با محیط بدست می­آید،   می­باشد .بخشی از دانش که در داخل سازمان تولید می­گردد، دانش صریح می باشد که به آسانی قابل ذخیره و انتقال می باشد (فورکِدل وگادامیلاس[5]،2002).

دانش صریح به آسانی قابل تشخیص می باشد، نوشته و کدگذاری می­گردد ( واتسون،2003 ) و مستندکردن، اخذ و توزیع آن در فرمت­های گوناگون آسان می باشد، پس می­تواند در سراسر سازمان در شکل قوانین و رهنمودها اظهار گردد (آدنفلت ولاجرسترو[6]، 2005).

   سیستم­های مبتنی بر دانش، دانش صریح را کدگذاری و قابل بهره گیری می­کنند اما سیستم­های مدیریت

دانش بایستی با هر دو دانش صریح و ضمنی کار کنند. کوشش برای کدسازی همه دانش اشتباه می باشد (تبدیل به صریح کردن) و باعث می­گردد که بیشتر دانش ضمنی از دست برود ( واتسون،2003 ). همچنین انتقال و پخش، دانش ضمنی مشکل می باشد و تنها از طریق تعاملات مستقیم بین افراد توزیع می­گردد (فورکدل وگادامیلاس، 2002).

از سوی دیگر، علوی و لیدنر[7] (2000) در طبقه­بندی دانش را به چهار دسته طبقه­بندی کرده­اند:

1 -دانش ضمنی (نهفته) در زمینه اقدامات و تجارب افراد می­باشد و تشکیل­دهنده­ی مدلهای ذهنی افراد می باشد.

2 -دانش صریح (عیان) در مقایسه با دانش ضمنی عمومیت بیشتری داشته و به راحتی قابل انتقال می باشد.

3- دانش فردی که در وجود فرد نهفته می باشد و ریشه در اقدامات فردی او دارد.

4 -دانش گروهی دانشی می باشد که در سیستم­های اجتماعی و فرهنگی یک سازمان نهفته می باشد.

   کوک نیز طبقه­بندی مشابهی از دانش ارائه داده می باشد. مطابق نظرکوک می­توان دانش را به انواع چهارگانه صریح، ضمنی، فردی و گروهی تقسیم نمود (کوک و برون[8] ،1999 ). مطالعه طبقه­بندی­های ارائه شده در خصوص دانش این نکته را عیان می­کند که فصل مشترک اکثر صاحب نظران در مورد انواع دانش حول محورهای دانش ضمنی، دانش صریح، دانش فردی و دانش گروهی متمرکز شده می باشد. پس دانش می­تواند صریح، ضمنی، فردی یا جمعی (سازمانی) باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  Polani  .2

[2]. Explicit Knowledge

[3].Tacit Knowledge

[4]. Kim et al

[5]. Forcadell&   Guadamillas

[6]. Adenfelt & Lagerstro

4 Alavi & Leidner.

  1. 1. Cook & Brown

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

– اهداف پژوهش

این پژوهش به مقصود توصیف و ارزیابی وضعیت اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران و افزایش سطح آگاهی مسئولین امر در این خصوص، به مطالعه و تعیین عوامل و شاخص­های مؤثر در سنجش اثربخشی مدیریت دانش­ و اندازه اثربخشی آن در دانشکده­ها می­پردازد تا به کمک آن، قوت­ها و ضعف­های موجود مشخص و برنامه ریزی­های لازم در خصوص بهبود آن انجام گردد. پس اهداف پژوهش حاضر عبارتند از:

2-سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران.

1-5- سوال پژوهش

لینک متن کامل پایان نامه رشته مدیریت با عنوان : سنجش اثربخشی مدیریت دانش در دانشگاه مازندران  با فرمت ورد

دسته بندی : پایان نامه